السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
223
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
استعداد مربوطند ، هر يك از موجودات اين عالم كمالات ممكن خود را بالقوه دارد و سپس با نوعى تدريج و حركت به فعليت مىرسد و چه بسا در اين راه به موانعى برخورد كرده نمىتواند به كمال خود برسد ، يعنى اين جهان ، جهان تزاحم و تصادم است . تا زمان ما بسيارى از اجزاء و اوضاع اين جهان ماده و روابط و قوانين حاكم بر آن به وسيله علوم طبيعى و رياضى كشف شده است و شايد آنچه مجهول مانده خيلى بيشتر باشد . اين جهان با همهء ارتباطات وجودى ميان اجزائش وحدت داشته ذاتاً سيلان و حركت دارد و جوهر و عرضش به تمامه متحركند و در ضمن اين حركت عمومى ، حركات جوهرى خاص نباتى و حيوانى و انسانى نيز وجود دارد كه به نتايج خاص خود مىرسند . هدف از حركت عمومى جهان ماده ، تجرد تام و كامل است كه همهء قوهها در آن منزلگاه به فعليت مىرسند . تاقوهاى باقى است حركت هم ادامه دارد . نظر به اينكه اين جهان جوهراً و ذاتاً متحرك و سيال است ، ذاتش عين تجدد و تغير است . و بدين جهت است كه مىتواند به موجود ثابتى ارتباط يابد ، يعنى علت ثابت ( خدا و مجردات ) يك شىء را كه ذاتاً تجدد و متحرك است ايجاد كرده ، نه اينكه يك شىء را تجدد و تغير بخشيده تا بگوييم تغير چگونه به ثبات پيوند دارد و ثابت چگونه منشأ متغير مىگردد ، بلكه ، ثابتى ثابتى ديگر را ايجاد كرده ، چيزى كه چون تغير عين ذات اوست بر تغيرش ثبات دارد . و بدين جا بحثمان را پايان مىدهيم . محمد حسين طباطبائى هفتم رجب 1390 جوار حضرت ثامن الائمه على بن موسى الرضا - عليه آلاف التحية و الثناء - .